|
دكتر محمدطاهر نظامي*:
درياي مازندران(كاسان)(1) بزرگترين درياچه جهان زيستبوم يا بومسازگان(2)كلاني است كه در مركز مجموعه يا منظومهاي از اجزا كه هر كدام از آنها خود اكوسيستمي مجزا و در عين حال فعال تلقي ميشوند، قرار دارد.

اين درياچه بر اساس قوانين اكولوژيك، ضمن تاثيرگذاري بر هر يك از اجزاي پيراموني و وابسته خود، به نوعي نيز از آن تاثير ميپذيرد. در يك روند(3) يا سير طبيعي، در صورت دخالت نداشتن انسان، اين تعامل يا تاثير و تاثر اجزا، مجموعه كلان تحت يك قانون و تعالي اكولوژيك ميتواند پايدار بماند و در طول زمان ادامه و استمرار داشته باشد.
در يك قرن اخير اغلب به دليل دستاندازيهاي سوداگرانه و نادرست انسان كه خود ناشي از وقوع 2پديده افزايش شتابان جمعيت پيراموني و انفجار تكنولوژي است، تعامل و تعادل اكولوژيك موجود بين اين سامانهها بههم ريخته و در نتيجه در هر كدام از اين سامانهها باعث بهوجود آمدن آثار مخرب زيادي شده است كه ميتوان از آنها به عنوان بحران زيستمحيطي نام برد.
در ادامه بهطور گذرا برخي از اين نابسامانيها يا بحرانها در استان گيلان توضيح داده ميشود.
الف- بحرانهاي درياچه
اين درياچه كه به علت وسعت و حجم بزرگ به حق دريا لقب گرفته است، يكي از بزرگترين منابع زيست انواع مرغوب و نادر از آبزيان بهويژه ماهيان غضروفي و استخواني است كه بعضي از آنها مانند ماهي سفيد و ماهي خاويار(4) شهرت جهاني دارند. اهم بحرانهاي آن عبارتند از:
1- ورود و نشت سالانه (و شايد روزانه) حجم عظيمي از آلايندههاي نفتي ناشي از تردد كشتيهاي نفتكش و فعاليتهاي كاوش و استخراج نفت.
2- سرازير شدن سالانه ميليونها تن آلايندههاي صنعتي، ميكروبي و شيميايي از كشورهاي مشرف از جمله ايران(5)، اين ذخيرهگاه ارزشمند زيستي و آبي را به سوي يك مرداب بزرگ سوق ميدهد. 80 درصد اين آلايندهها از جمهوري فدراتيو روسيه و فقط 6 درصد آن سهم كشور ماست.
3- دو پديده فوق همراه صيد بيرويه و قاچاق باعث كاهش شديد جمعيت بسياري از ماهيان از جمله ماهي كيلكا، ماهي سفيد، ماهي خاويار و... شده است.
4- تجاوز به حريم دريا، ساختوسازهاي مختلف (ويلا، باغ، كارخانه ها و...) تغيير كاربري اراضي مشرف به دريا كه روزبهروز هم بيشتر ميشود و نيز بالا آمدن و پايين رفتن سطح آب دريا(6) ضمن بههم ريختن سيكلهاي هيدرولوژيك (چرخهآب) خسارتهاي مالي زيادي را بر ساحلنشينان وارد ميسازد.
اين پديده به صورت يك معضل و بحران محيطي، اقتصادي و اجتماعي در طول 700 كيلومتر (آستارا – بندر تركمن) چهره خود را نشان داده است.
5- با ورود يك نوع هيولاي شانهدار (از ژلهداران) از طريق آب تراز كشتيهايي كه از طرف درياي سياه رفت و آمد ميكنند نسل ماهيان كوچك از جمله كيلكا كه خود علاوه بر توليد پروتئين غذاي مورد نياز بسياري از ماهيان بزرگ را تامين ميكند، به شدت كاهش يافته است. طبق آمار، ميزان صيد كيلكا از 95 هزار تن در سال 78 به حدود 18 هزار تن در سال 84 تنزل يافته است.
6- تخريب و تبديل اراضي بالادست (حوزه آبخيز) رودخانههاي منتهي به اين دريا، فرسايش خاك و روانه شدن سيلابها به اين آبگير بزرگ، اگرچه ممكن است براي عامه مردم قابل لمس و ثبت نباشد، ولي از چشم و نظر متخصصان محيطزيست اين پديده در درازمدت اثرات زيانبار خود را با تغيير خطوط ساحلي و مسير رودخانهها و كاهش عمق آب در سواحل بروز خواهد داد. خشكاندن بركهها و ماندابها در جلگه، ساختن سدها و آبگيرها روي رودخانه كه حركت و مهاجرت ماهيان در فصل تخمريزي را محدود ميكند، چهره ديگري از اين پديده را به نمايش ميگذارد.
7- عبور جاده كنارگذر 16 كيلومتري بندر انزلي از نقاط حساس تالاب، كه هنوز بعد از 30 سال بحث و جدل سامان نگرفته است، فاجعه دردناكي است كه جا دارد در بحثي جداگانه به آن پرداخته شود.
ب- بحران تالابها با تكيه بر تالاب انزلي
تالابها، آبگيرها و استخرهاي بزرگي هستند كه به صورت حوضچههاي آرامش، معمولا در حاشيه درياها و درياچهها با فوايد و نقشهاي بسيار بيولوژيكي، هيدرولوژيكي و زيستمحيطي واقع شده و در فصول سرد هم بهعنوان زيستگاه و فرودگاه زمستانگذراني انواع پرندگان كه از عرصههاي بالاي جغرافيايي به كشور ما مهاجرت ميكنند عمل ميكنند. كشور ما داراي تعداد زيادي تالاب در شمال، جنوب و مركز است كه بعضي از آنها مانند تالاب انزلي و شادگان در فهرست تالابهاي بينالمللي ثبت شدهاند. ايران ابتكار تشكيل كنوانسيون بينالمللي تالابها در سال 1355 در رامسر را به نام خود ثبت كرده و يكي از تهيهكنندگان مفاد كنوانسيون تالابهاست.
تالابهاي انزلي، ميانكاله، كياكلا و دهها تالاب كوچك ديگر در گيلان، مازندران و گلستان بهعنوان اقمار درياي كاسان محسوب ميشوند. مهمترين بحرانهاي زيست محيطي تالاب انزلي كه از آن به نام بزرگترين استخر طبيعي پرورش آبزيان نام برده ميشود، بهشرح زير است:
1- ورود پساب مزارع (كود و سموم)، فاضلابهاي شهري و روستايي به آن و تغيير شكل شيميايي آب شيرين و بروز انواع آلودگيهاي مضر كه مستقيما روي حيات زيستمندان ريز و درشت و حتي ساختار گياهي تاثيرات زيانبخش ميگذارد.
2 رودخانه معروف زرجوب و گوهررود رشت را ميتوان مثال زد. اين 2 شاخه كه بههم پيوسته و به نام رودخانه پير بازار وارد تالاب ميشوند، در روزگاران نهچندان دور آب زلال و صاف و قابل ماهيگيري داشت، ولي امروز به 2 فاضلاب بزرگ شهري و صنعتي تبديل شدهاند و همه ساله قربانگاه خيل عظيمي از ماهيان ميشوند. علاوه بر انواع ميكروبهاي موذي و فلزات سنگين (مضر براي موجودات زنده) مقدار انبوهي مواد آلي و زباله هم از اين طريق وارد تالاب ميشود و ظرفيت آبي آن را كاهش ميدهد.
2- حدود 14 رشته از رودخانههاي گيلان به تالاب ميريزند. بر اثر تخريب پوشش گياهي در اراضي بالادست (حوزه آبخيز) اين رودخانهها، همهساله مقدار زيادي خاك حاصلخيز فرسايش يافته و همراه سيلابها وارد تالاب ميشود. با انباشت اين رسوبات در مخزن تالاب ذخيره آبي آن كم شده و در يك روند قهقرايي تالاب را از يك اكوسيستم آبي به اكوسيستم خشكي تبديل ميكند.
3- ورود گياه آزولا(7) (يكنوع سرخس آبزي) به تالاب و مزارع پيراموني آن بهعنوان يك گونه مهاجم. خاستگاه اين سرخس آبهاي گرم و معتدل آسياي جنوبشرقي و آمريكاي مركزي (مكزيك) است. در سال1363 كارشناساني كه براي شركت در يك كنفرانس علمي در مركز تحقيقات برنج(8) به كشور فيليپين رفته بودند آن را به ايران آوردند. گياهي با رشد بالا و سرشت تهاجمي كه هر جا محيط مناسب (آب شيرين كافي و دماي معتدل) پيدا كند، عرصه را بر ساير گونههاي بومي تنگ ميكند. گياهي بسيار مفيد با توليد زيستتوده(9) انبوه بوده و در كشورهاي مذكور از آن براي توليد خوراك دام و طيور (حتي انسان) و كود سبز استفاده ميشود و طبق طرحي پرورشي و با تكنيك و ماشينآلات ويژه بهرهبرداري ميشود.
اما از آنجايي كه ورود اين گياه به ايران بدون برنامه و تكنيك برداشت بود، در محيط مناسب تالاب و مزارع گيلان بهصورت سرطاني رشد و تكثير يافته و حجم انبوهي از زيستتوده را باقي گذاشته است كه همراه پسماندهاي ساير گياهان بخش عظيمي از حجم تالاب را فراگرفته و همزمان فرود پرندگان مهاجر در سطح تالاب، تهويه آب آن و تنفس آبزيان (بهويژه ماهيان) را مشكل ميسازد و باعث مهاجرت ناخواسته آنان ميشود. بديهي است كه با چنين روندي در زمان نه چندان طولاني محيط آبي تالاب به محيط خشك و نيمهخشك تبديل ميشود.
ج- بحران در عرصه منابع طبيعيگيلان
جنگلهاي ارزشمند حوزه درياي كاسان جزو جنگلهاي اقليم مرطوب معتدل و از لحاظ ديرينشناسي يكي از ذخيرهگاههاي نادر ژنتيكي زيستكره(10) است، كه بعضي از گونههاي آن در جهان منحصربهفرد است. اين جنگلها در گذشته از جنگلهاي توليدي و تجارتي بودند، ولي امروز ارزش تجارتي و توليدي (چوب) آن تحتالشعاع ارزشهاي ژنتيكي و زيستمحيطي قرار گرفته است.(11)
در 200 سال اخير به دلايل مختلف ازجمله تردد دام در عرصه جنگل، جنگلنشيني، تهيه سوخت (زغالگيري و هيزم) و چوبآلات به روشهاي سنتي، قطع اشجار و قاچاق چوب، تبديل و تغيير كاربري، تجاوز به قصد تملك و... و در 4 دهه اخير اعمال شيوههاي متمركز بهرهبرداري (با ظاهر طرحهاي علمي جنگلداري) اين ذخاير ارزشمند را به شدت دستخوش تخريب كيفي و كمي كرده است.
عوامل مهم تخريب و وضع اسفبار فعلي جنگلهاي نوار شمالي را ميتوان چنين برشمرد: 1- نصب و راهاندازي تاسيسات عظيم و غولمانند صنايع چوب و كاغذ ايران (چوكا) در گيلان و در پونل رضوانشهر (طوالش) و اختصاص 400 هزار هكتار از بهترين و بكرترين جنگلهاي منطقه به آن براي تامين مواد اوليه صنايع سلولزي (كاغذ) و مكانيكي (چوبآلات) كارخانهها. در نصب و راهاندازي اين كارخانهها به هيچوجه تناسب ظرفيت و توان توليد جنگلها مدنظر قرار نگرفته و بنابراين در طول 30 سال فعاليت، برداشت سنگين و سوء و ضعف مديريت نتيجهاي جز ويراني و تخريب براي جنگل نداشته است.
2- واگذاري جنگلهاي كمنظير جلگهاي (شاخهزاد) در زمان رژيم سابق در قالب قطعات 10هكتاري به اشخاص و تبديل آنها به ويلا و باغ و اخيراً رواج باغ كيوي، برداشت ماسه و صدف از بعضي نقاط آن (مانند آستارا) بهكلي طومار جنگلهاي شاخهزا را درهم پيچيده و اكثر گونههاي مرغوب آن را (شمشاد، توسكا، گل ابريشم، لرگ، آزاد، انجيلي...) به انقراض كشانده است.
نفوذ سرمايهداران نوكيسه و خوشنشينان به عرصههاي جنگلي و ارتفاعات خوش آب و هواي گيلان (ييلاقات) مثل خوره بهجان مراتع ييلاقي و بيشههاي بهجا مانده از جنگلها افتاده است.
3- پديده خطرناك نادري كه متاسفانه بر خيليها (حتي متخصصان) پوشيده مانده، بههم خوردن چرخه هيدرولوژي در عرصههاي ساحلي اين درياست، تا 3دهه پيش در سرتاسر اراضي ساحلي متصل به دريا نواري باريك از جنگلهاي توسكا و گاهي بيد از مجموعه جنگلهاي شاخهزاد وجود داشت كه در هدايت و تنظيم جريانهاي سطحي و زير قشري نقش ارزندهاي بازي ميكرد. اما با تصاحب اين نوار توسط اشخاص حقيقي و حقوقي و قطع اشجار و تبديل كاربري، جريان معكوس آب از دريا بهطرف ساحل اتفاق افتاده و يك نوع آلودگي(شوري) و افزايش املاح در آبهاي زيرقشري و زيرزميني را باعث شده است كه اثر آن در آينده با تغيير كيفيت آبها و در نتيجه ساختارهاي گياهي بروز خواهد كرد.
د - بحران سد سفيدرود(افق تاريك آينده سد)
سد سفيدرود با ظرفيت آبگيري حدود 2 ميليارد مترمكعب و 5/5 ميليون هكتار حوزه آبخيز واقع در 5 استان كشور با هدف تامين آب آبياري مزارع برنج شرق و مركز گيلان در اوايل دهه 1340 به بهرهبرداري رسيد. در همان سالهاي اوليه بهرهبرداري مشاهدات كارشناسي حكايت از فرسايش نسبتاً شديد خاك در هر دو حوزه آبخيز (شاخه قزلاوزن و شاخه شاهرود) داشت كه بعداً با انجام مطالعات طرح جامع آبخيزداري توسط مهندسان مشاور فرانسوي اين موضوع تاييد و اندازهگيريهاي وزارت نيرو نشان داد كه سالانه حدود 20 ميليون تن گل و لاي (رسوب) در درياچه سد تهنشست ميكند و با اين آهنگ عمر مفيد سد كه 100 سال تخمين زده شده بود، به نصف تقليل خواهد يافت.
گرچه وزارت نيرو در يك اقدام غيركارشناسي با بازكردن دريچههاي عمقي سد، مقداري از رسوبات را شكار و تخليه ميكند ولي اينكار غيرعلمي و غيرمعمول در دنيا نه تنها سهم زيادي در تخليه رسوبات، كه پيشاني آن تا نزديك ديوار(بدنه) سد رسيده ندارد، بلكه اولاً سبب سايش و خوردگي در تجهيزات هيدروالكتريك و صدمه به پايداري سد شده و ثانياً با تخليه آب گلآلود همهساله ميليونها ماهي و بچهماهي در پايين دست سد خفه و تلف ميشود.
با اين روند معلوم نيست يكي دو دهه بعد لاشه مرده سد سفيدرود چطور و كجا دفن و آب موردنياز آبياري مزارع گيلان چه جور و از كجا تامين خواهد شد؟ من از مفصل اين قصه مجملي گفتم تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
*محقق منابع طبيعي و عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج
پينوشتها: 1- اكثريت قريب به اتفاق محققان، مورخان و بومشناسان نام خزر را به اين پهنه آبي تاريخي زيبنده، مناسب و شجرهدار نميدانند (درياي كاسان، سيدحسين موسوي، ضميمه اطلاعات شماره 24665 ،26/10/88) 2- Ecosysteme 3-Trend 4- 90 درصد خاويار جهان را اين دريا توليد ميكند (روزنامه اطلاعات، 6/3/87) 5- روزنامه ايران، (17/7/84) 6- طبق آمار موجود از سال 1308 تا 1356 سطح آب دريا 3 متر پايين رفته و از سال 1357 تا 1375 حدود 4/2 متر بالا آمده و از سال 1380 سطح آب در حال بالا آمدن است. (مصاحبه مهندس عليزاده معاون عمراني استانداري گيلان، روزنامه ايران، 13/9/86) 7- Azola 8 - Iri 9- Biomasse 10- Biosphere 11- هنوز برداشت نسبتا متراكم چوب از آن ادامه دارد.
|